
قفسهنوشت ۳۴۰: تاریخ خداوند؛ از کارن آرمسترانگ
این کتاب را اتفاقی از حراجی کتاب کتابخانهٔ شهر لوسآلتوس پیدا کردم و از عنوانش خوشم آمد. به خاطر آن که سوگیری نسبت به نویسنده و محتوا نداشته باشم، بیدرنگ شروع به خواندن کردم و هر چند کند، اما بالاخره کتاب را به انتها رساندم.
کارن آمسترانگ که سابقاً راهبهٔ کلیسا بوده و سپس به مطالعهٔ ادیان پرداخته در این کتاب به تاریخچهٔ پیدایش مفهوم خداوند از شروع...

قفسهنوشت ۳۳۲: پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر؛ از بیژن عبدالکریمی
این کتاب ادامهٔ روند مقالات و جستارهای عبدالکریمی در راستای بحث در مورد امر دینی، نقد تئولوژی و نظام تئولوژیک در زمانهٔ ماست. او ضمن نقدهایی به نحوهٔ رویارویی شهید مطهری نسبت به امر دینی و فروکاست آن به تحلیل جدلی تئولوژیک، در یکی دیگر از مقالاتش امکان حکومت دینی را امری برساخته و متناقضنما میداند. او مسألهٔ حکومت دینی به معنای اعم و جریانهایی م...

قفسهنوشت ۳۳۱: پایان تئولوژی ۲؛ از بیژن عبدالکریمی
این کتاب، جلد دوم از مجموعهٔ دوجلدی است که در واقع مجموعهای از گفتارها و مقالات عبدالکریمی از دههٔ هشتاد تا اوایل دههٔ نود خورشیدی را در برمیگیرد. حرف اصلی در واقع ادامهٔ مطالب جلد اول است ناظر به این که نگاه تئولوژیک به مقولهٔ دین و جامعه، نگاهی ایستا و بر اساس رویکرد ذاتگرایانهٔ ارسطویی است که در آن امر تاریخی به صورت پدیدارشناسانه مورد تدقیق ...

قفسهنوشت ۳۳۰: ما و جهان نیچهای؛ از بیژن عبدالکریمی
این کتاب مجموعهٔ مقالات عبدالکریمی است که از اوایل دههٔ هشتاد خورشیدی تا اواسط دههٔ نود است. به معنایی کاملاً غیرفنی و نادقیق، عبدالکریمی از شاگردان داوری اردکانی و تحت تأثیر اندیشههای هایدگر است. به نظرم نقطهٔ توفیق عبدالکریمی در آن است که توانسته نخ نامرئی بحرانهای عمیق روزگار را با بحرانهای روساختی روزمره نشان دهد. بی آن که تفسیر به رأیی داش...

قفسهنوشت ۳۲۲: کتاب سیاه؛ از سعید زیباکلام
حاشیهٔ پیش از متن آن که آقای سعید زیباکلام برادر صادق زیباکلام است و خواهرش مرحومه فاطمه زیباکلام هم استاد دانشگاه بوده است. این دو برادر اصلاً شبیه هم فکر نمیکنند. مثلاً همان موقعی که صادق در طرفداری از برجام بحث تاریخ آمریکاستیزی جمهوری اسلامی را برمیشمرد، سعید با موشکافی بند به بند تعهدات ایران در برجام بر آیندهٔ کشور میگریید. سعید خاستگاه عد...

قفسهنوشت ۳۱۷: فوکو در ایران؛ از بهروز قمری تبریزی
میشل فوکو متفکر بهنام فرانسوی قصد میکند از نزدیک وقایع انقلاب ایران را دنبال کند. به هر دری میزند هیچ نشریهای به او مأموریت نمیدهد جز یک نشریهٔ کمتر شناختهشدهٔ ایتالیایی. او دو بار به ایران سر میزند و انقلاب ایران را «دمیدن روح در جهان بدون روح» و «معنویت سیاسی» مینامد. بعد از چند ماه که اتفاقاتی مانند حذف مخالفان و تغییر قوانین حمایت از خا...